ترجمه "solu" به فارسی

سلول, یاخته, ذره بهترین ترجمه های "solu" به فارسی هستند.

solu noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلول

    noun

    Minkäänlainen määrä ilmaa ei voi herättää eloon edes yhtä solua.

    در چنین صورتی، هر قدر هم به شخص تنفس مصنوعی بدهند حتّی یک سلول هم زنده نمیشود.

  • یاخته

    noun

    سلول

  • ذره

    noun

    Toivoin joka solullani, että kukaan ei kuullut sitä -- ei siskoni, tyttöystäväni eikä varsinkaan siskontyttöni.

    و با ذره ذره وجودم امیدوارم کسی آن را نشنیده باشد -- نه خواهرم، نه دوست دخترم و مهم تر از همه خواهر زادهام.

  • گویچههای خونی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " solu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "solu"

عباراتی شبیه به "solu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "solu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه