ترجمه "soppa" به فارسی

اش, ترشی, سرکه بهترین ترجمه های "soppa" به فارسی هستند.

soppa noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اش

    noun

    Ajattelitko sopia hänen kanssaan, kun hän onkin mielenkiintoinen?

    حالا که اون اين قدر جذاب شده مي خواي باهاش آشتي کني.

  • ترشی

    noun
  • سرکه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شوربا
    • وضعیت دشوار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " soppa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "soppa"

عباراتی شبیه به "soppa" با ترجمه به فارسی

  • اطاقک · گوشه
  • جور کردن · جورکردن · حکم کردن · خواست دادن · درخور بودن · دست انداختن · طنز گفتن · مقرر داشتن · مناسب بودن · موافقت كردن · هم رای بودن · وفق دادن
  • دست انداختن · طنز گفتن
  • مذاکره کردن
اضافه کردن

ترجمه های "soppa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه