ترجمه "sormus" به فارسی
حلقه, انگشتر, انگشتر بهترین ترجمه های "sormus" به فارسی هستند.
sormus
noun
دستور زبان
-
حلقه
nounSinulla on toinen sormus, anna sen tehdä sinusta vahvempi.
تو اون يکي حلقه رو داري ، به حلقه اجازه بده که تو رو قوي کنه.
-
انگشتر
Entä jos Mattin tyylitön sormus herätti hänet takaisiin henkiin?
" امّا اگه " انگشتر کهنه ی مت اونو به زندگی برگردونده باشه ، چی ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sormus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sormus
-
انگشتر
Sormus ei kuulemma ole hänen.
گفت انگشتر اون نیست
تصاویر با "sormus"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن