ترجمه "sota" به فارسی
جنگ, جنگاوری, محاربه بهترین ترجمه های "sota" به فارسی هستند.
sota
noun
دستور زبان
-
جنگ
nounدرگیری سازمانیافته، مسلّحانه و غالباً طولانیمدت
Yksi syy on se, että maailma on täynnä vihaa, sotaa ja kärsimystä.
یک دلیل آن این است که دنیا پر از رنج و نفرت و جنگ است.
-
جنگاوری
noun”Eivätkä he enää opettele sotaa”
«جنگاوری را دیگر نخواهند آموخت»
-
محاربه
noun
-
ترجمه های کمتر
- نزاع
- پادرزم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sota " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sota
-
جنگ
nounSota ei kuitenkaan ole ainoa uhka ihmisen olemassaololle.
با این حال، تنها جنگ، جان انسانها را تهدید نمیکند.
عباراتی شبیه به "sota" با ترجمه به فارسی
-
خاکی کردن · چرک کردن · کثیف کردن · گل الود کردن
-
جنگ سیساله
-
جنگ ویتنام
-
جنگ روسیه و ژاپن
-
جهاد
-
جنگ تروا
-
جنگهای گالی
-
جنگ ستارگان اپیزود ششم: بازگشت جدای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن