ترجمه "stadion" به فارسی
ورزشگاه, استادیوم, مرحله بهترین ترجمه های "stadion" به فارسی هستند.
stadion
noun
دستور زبان
-
ورزشگاه
noun -
استادیوم
nounEn uskonut, että minua odottaisi täällä täysi stadion.
انتظار نداشتم که استادیوم بخاطر من تا این حد پُر بشـه.
-
مرحله
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stadion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Stadion
-
استادیا
تصاویر با "stadion"
عباراتی شبیه به "stadion" با ترجمه به فارسی
-
استادیوم فریتز والتر
-
ورزشگاه ارنست هاپل
-
استادیوم گوتلیب دایملر
-
استادیوم فرانکن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن