ترجمه "suhde" به فارسی

آمیزش, ارتباط, امر بهترین ترجمه های "suhde" به فارسی هستند.

suhde noun دستور زبان

Yhteisesti kahdelle entiteetille tai osalle kuuluva tai luonteenomainen abstraktio.

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آمیزش

    noun
  • ارتباط

    noun

    Mutta mikä tekee voodoosta mielenkiintoisen on että se on elävä suhde elävien ja kuolleiden kanssa.

    اما آنچه وودو را بسیار جالب می سازد این ارتباط زنده میان زندگان و مردگان است.

  • امر

    noun

    12 vuotta sitten sinulla oli suhde tyttöön, joka katosi.

    12 سال پيش ، شما تا به حال با امر دخترککه پس از رفت و گم شده است.

  • ترجمه های کمتر

    • بهر
    • تناسب
    • خارج قسمت
    • رابط
    • رابطه
    • رابطه نامشروع
    • سهم
    • عشق
    • قسمت
    • مراوده
    • معامله
    • مقاربت
    • ملاحظه
    • نسبت
    • نسبیت
    • کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suhde " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "suhde" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "suhde" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه