ترجمه "sukulaiset" به فارسی

اقوام, خویشان, خویشی بهترین ترجمه های "sukulaiset" به فارسی هستند.

sukulaiset noun
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اقوام

    noun

    Kun joku perheenjäsen erotetaan, kristityt sukulaiset tuntevat tuskaa.

    اخراج شدن یک عضو خانواده، برای اقوام مسیحی دردناک است.

  • خویشان

    noun

    Rohkaise häntä esimerkiksi kertomaan oppimastaan jollekulle ystävälle tai sukulaiselle.

    مثلاً این که با خویشان و دوستانش نیز در مورد آنچه میآموزد صحبت کند.

  • خویشی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عشیره
    • قبیله
    • قوم و خویش
    • قوم و خویشان
    • قوم و خویشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sukulaiset " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sukulaiset" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه