ترجمه "suljettu" به فارسی
بسته, محصور, محصور در خشکی بهترین ترجمه های "suljettu" به فارسی هستند.
suljettu
adjective
verb
دستور زبان
-
بسته
adjectiveHallintorakennus on tiukasti suljettu, mutta pääsette sisään voimalaitokselta.
ساختمون اداری محکم بسته شده ولی از طریق ایستگاه برق میشه رفت داخلش.
-
محصور
adjective -
محصور در خشکی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suljettu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suljettu" با ترجمه به فارسی
-
مجموعه بسته
-
تلویزیون مداربسته
-
بازداشتن
-
سيستم نظارت تلوزيون
-
کلمه دستوری
-
دریای بسته
-
شهر بسته
-
میدان بسته جبری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن