ترجمه "suo" به فارسی

باتلاق, خاک باتلاقی, خلاش بهترین ترجمه های "suo" به فارسی هستند.

suo noun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • باتلاق

    noun

    Olisipa loppu, missä hirviö ja suo taistelisivat kuolemaan saakka.

    آخرشو بگو که هيولا و باتلاق تا سر حد مرگ مبارزه ميکن

  • خاک باتلاقی

    kasviyhdyskunta

  • خلاش

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • لجن زار
    • مانداب
    • مرداب
    • گرفتاری
    • گلزار
    • گنداب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "suo"

عباراتی شبیه به "suo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "suo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه