ترجمه "suora" به فارسی
خط, råst, رک بهترین ترجمه های "suora" به فارسی هستند.
suora
adjective
noun
دستور زبان
-
خط
nounmatematiikan käsite
Näiden kirjoitusten tulkinta auttoi noita sivilisaatioita puhuttelemaan meitä jälleen suoraan.
رمزگشایی این دو خط تمدنهایشان را قادر ساخت تا دوباره با ما مستقیم صحبت کنند.
-
råst
noun -
رک
adjectiveJa tiesin, että jokin oli vialla, ja kerroin sen sinulle suoraan.
ميدونستم يه مشکلي هست و رک و راست بهت گفتم.
-
ترجمه های کمتر
- مستقیم
- به خط مستقیم
- بی محابا
- بی پرده
- خم نشده
- راست
- راست خطي
- راهنمايى کردن
- رک و راست
- رک گو
- سرراست
- صاف وساده
- محض
- نیرومند
- پرحرف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suora " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Suora
-
خط
nounخط (هندسه) [..]
Suoran yli skaalattu objekti, kahden segmentin pituuden määrittämän suhteen verran
شیئی با نسبت دادهشده طبق طول دو قطعه سراسر یک خط مقیاسبندی شده
عباراتی شبیه به "suora" با ترجمه به فارسی
-
اظهار نظر کردن · خرده گرفتن
-
اقدام عملی
-
زاویه قائمه
-
به خط مستقیم
-
مالیات
-
دموکراسی مستقیم
-
بکلی · بی محابا · رک · مستقيم
-
فیلم ویدیویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن