ترجمه "suorasukainen" به فارسی

بی محابا, بی پرده, رک بهترین ترجمه های "suorasukainen" به فارسی هستند.

suorasukainen Adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی محابا

    adjective
  • بی پرده

    adjective
  • رک

    adjective

    Enhän ollut liian suorasukainen...

    به نظرت من زيادي رک حرفم رو نزدم ؟

  • ترجمه های کمتر

    • رک و راست
    • رک گو
    • سرراست
    • صاف وساده
    • نیرومند
    • پرحرف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suorasukainen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "suorasukainen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه