ترجمه "suositeltava" به فارسی
قابل توصیه, مصلحتی, مقتضی بهترین ترجمه های "suositeltava" به فارسی هستند.
suositeltava
adjective
verb
دستور زبان
-
قابل توصیه
adjective -
مصلحتی
adjective -
مقتضی
adjectiveTulisiko lääkärin antaa potilaalle verensiirto vastoin tämän tahtoa, jos se näyttää lääketieteellisesti ”suositeltavalta”?
آیا اگر انتقال خون از لحاظ طبی به نظر «مقتضی» باشد، پزشک باید بر خلاف میل بیمار به او خون انتقال دهد؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suositeltava " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن