ترجمه "surmattu" به فارسی

مقتول, کشته شده بهترین ترجمه های "surmattu" به فارسی هستند.

surmattu
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقتول

    adjective

    Mutta Pergamonin kuningas Eumenes ja hänen veljensä Attalos antoivatkin asettaa valtaistuimelle surmatun kuninkaan veljen Antiokhos IV:n.

    اما ائومنس پادشاه، پرگامون و برادرش، آتالوس، برادر پادشاه مقتول را که آنتیوخوس چهارم نام داشت بر تخت نشاندند.

  • کشته شده

    adjective

    Ja katso, meidän suureksi murheeksemme ja valitukseksemme kaksisataaseitsemänkymmentäyhdeksän veljeämme oli surmattu.

    و بنگرید، در اندوه و عزاداری بزرگ ما، دویست و هفتاد و نه تن از برادران ما کشته شده بودند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " surmattu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "surmattu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "surmattu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه