ترجمه "susi" به فارسی

گرگ, gorg, گرگ بهترین ترجمه های "susi" به فارسی هستند.

susi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرگ

    noun

    Jos tämä susi on kuin se, sitä ei voi voittaa.

    اگه اين گرگ هم مثل اون باشه ، شکست دادنش غيرممکنه.

  • gorg

    noun
  • [[گرگ]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " susi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Susi proper دستور زبان

Susi (tähdistö)

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرگ

    proper

    Susi lupasi kolmelle possulle ja kaikille heidän kavereilleen töitä.

    اون گرگ به اون سه تا خوک و بقیه دوستاشون یه کار پیشنهاد کرد

تصاویر با "susi"

عباراتی شبیه به "susi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "susi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه