ترجمه "suunta" به فارسی
جهت, دست, jht بهترین ترجمه های "suunta" به فارسی هستند.
suunta
noun
دستور زبان
-
جهت
jonkin sijaintia johonkin nähden ilman etäisyyttä
Joona ei kuitenkaan totellut vaan nousi laivaan, joka oli menossa vastakkaiseen suuntaan.
یُونُس به جای رفتن به نِینَوا سوار کشتیای شد که در جهت مخالف حرکت میکرد.
-
دست
nounCarolinen täytyy olla suunniltaan.
کارولاين بايد کاملاً عقلشو از دست داده باشه.
-
jht
noun
-
ترجمه های کمتر
- اصول
- سیستم عملی
- عنوان
- فلسفه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suunta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suunta" با ترجمه به فارسی
-
لیست پیوندی دوطرفه
-
هدف گیری کردن
-
آشفته · بی عقل · خشمناک · دستپاچه · عصبانی
-
طرف باد
-
سوی
-
دهانی
-
گرویدن
-
تقریباً · نزدیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن