ترجمه "suuri" به فارسی
بزرگ, اشکار, انگشت نما بهترین ترجمه های "suuri" به فارسی هستند.
suuri
adjective
دستور زبان
(abstrakteista asioista) tavallista laajemman kokoinen [..]
-
بزرگ
adjectiveDanielillahan oli ollut suuri etu saada Jehovalta ”seitsemääkymmentä viikkoa” koskeva profetia.
دانیال حتی به این افتخار بزرگ نائل شده بود که نبوت «هفتاد هفته» را از یَهُوَه دریافت دارد.
-
اشکار
adjective -
انگشت نما
adjective
-
ترجمه های کمتر
- برملا
- بُزُرگ
- خوش قیافه
- خیره کننده
- دریده
- رسوا
- فاحش
- مه
- نمایان
- وسيع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suuri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suuri" با ترجمه به فارسی
-
التهاب · شوق
-
انقلاب فرانسه
-
شارلمانی
-
تقلا · جان کندن · سکرات مرگ
-
فریدریش دوم
-
فرار بزرگ
-
سلیمان اول
-
هفته مقدس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن