ترجمه "tar" به فارسی

تار ترجمه "tar" به فارسی است.

tar
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تار

    adjective noun

    Ricki Tarr väittää pitävänsä hallussa oleellisia tietoja Circusin suojelemiseksi.

    " ريکي تار " مدعي هست که اطلاعاتي حاکي در مورد امنيت " سيرکس " داره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tar" با ترجمه به فارسی

  • گرفتن
  • ربایش
  • اختراع · افسانه · جمع · حکایت · خیال · داستان · داستان قص · دروغ · روایت · شرح · قصه · وهم
اضافه کردن

ترجمه های "tar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه