ترجمه "tarkastaja" به فارسی

آزمونگر, بازرس, زمین پیما بهترین ترجمه های "tarkastaja" به فارسی هستند.

tarkastaja noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمونگر

    noun
  • بازرس

    noun

    Jos hyvin käy, Saddam perääntyy, päästää tarkastajat sisälle ja me pääsemme kotiin.

    اگر ما خوش شانس باشيم ، صدام ميذاره بازرس ها بيان و ما ميتونيم بريم خونه.

  • زمین پیما

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مامور سانسور
    • مبصر کلاس
    • مراقب
    • مشرف
    • مفتش
    • ممتحن
    • ناظر
    • نقشه بردار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tarkastaja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tarkastaja" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tarkastaja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه