ترجمه "tarkkaavainen" به فارسی
بی دریچه, متوجه, مراقب بهترین ترجمه های "tarkkaavainen" به فارسی هستند.
tarkkaavainen
adjective
دستور زبان
-
بی دریچه
adjective -
متوجه
adjective -
مراقب
adjectiveNykypäivänä ei voi olla liian tarkkaavainen, eihän?
خوب تو نمي توني اين روزا خيلي مراقب باشي مي توني ؟
-
ترجمه های کمتر
- ملتفت
- مواظب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tarkkaavainen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن