ترجمه "tarttuva" به فارسی

تابع, جاذب, طرفدار بهترین ترجمه های "tarttuva" به فارسی هستند.

tarttuva adjective particle دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابع

    adjective
  • جاذب

    adjective
  • طرفدار

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • قابل ارتباط
    • مسری
    • هواخواه
    • چسبدار
    • چسبناک
    • چسبنده
    • چسبیده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tarttuva " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tarttuva" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tarttuva" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه