ترجمه "taso" به فارسی
سطح, صفحه, رتبه بهترین ترجمه های "taso" به فارسی هستند.
taso
noun
دستور زبان
Litteä pinta, joka ulottuu äärettömän kauas joka suunnassa.
-
سطح
nounMutta hän oli toinen lapsi, ja valvonnan taso oli romahtanut.
اما او فرزند دوم بود، و در نتیجه سطح نظارت والدین کاهش پیدا می کرد.
-
صفحه
nountasainen kaksiulotteinen pinta
'Käyrä on käyrä, taso on taso, ja nuo kaksi eivät sekoitu.'
یک منحنی، منحنی است، یک صفحه، صفحه است، و این دو ترکیب نخواهند شد. .
-
رتبه
nounSe on yksikköjen paras taso.
بالاترين رتبه تو خانواده ي ِواحد ها ست.
-
ترجمه های کمتر
- رده
- سرعت
- طبقه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "taso" با ترجمه به فارسی
-
سطح بعد
-
سطح آبهای آزاد
-
پیشین
-
طبقه آرایهشناختی
-
گره اصلی
-
سطح شیبدار
-
سطح آبهای آزاد
-
نزول مرتبه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن