ترجمه "testi" به فارسی
آزمایش, استفاده آزمایشی بهترین ترجمه های "testi" به فارسی هستند.
testi
noun
دستور زبان
-
آزمایش
nounEli, jos pääsemme sinne vielä kun nämä pienet järistykset jatkuvat, - voimme testata teoriaamme.
حالا اگه ما در زمان ، ریزلرزه ها به اونجا برسیم میتونم نظریه ی خودمون رو آزمایش کنیم
-
استفاده آزمایشی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " testi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "testi" با ترجمه به فارسی
-
آزمون روانی
-
آزمایش کردن · مسخره کردن
-
آزمون خیدوی پیرسون
-
آزمون تشخیصی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن