ترجمه "tili" به فارسی
حساب, سیاهه, صورت بهترین ترجمه های "tili" به فارسی هستند.
tili
noun
دستور زبان
-
حساب
nounMeidän kaikkien on tosiaan tehtävä hänelle tili, ja hän tekee aina sitä, mikä on oikein.
همهٔ ما باید به او حساب پس دهیم ولی مطمئنیم که او همیشه منصفانه عمل میکند.
-
سیاهه
noun -
صورت
nounJos et pysty niin sinun täytyy avata tili.
در غير اين صورت ، ما مجبور ميشيم حسابتون رو ببنديم
-
ترجمه های کمتر
- صورت حساب
- فاکتور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tili " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tili" با ترجمه به فارسی
-
بازرسی · رسیدگی · ممیزی
-
حساب Windows Live
-
بازرسی · رسیدگی · ممیزی
-
حساب استاندارد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن