ترجمه "tomu" به فارسی

خاک, غبار, gard o khåk بهترین ترجمه های "tomu" به فارسی هستند.

tomu noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاک

    noun

    Se, että Jehova muistaa meidät tomuksi, ilmaisee hänen ansaitsematonta hyvyyttään.

    اینکه یَهُوَه به یاد دارد که ما خاک هستیم یک اظهار لطف بدون استحقاق از جانب اوست.

  • غبار

    noun

    Jehovan tuomiopäivänä heidän verensä ”vuodatetaan kuin tomu”, kuin jokin, millä ei ole mitään arvoa.

    در روز داوری یَهُوَه ‹خون ایشان مانند غبار بیارزش ریخته خواهد شد.›

  • gard o khåk

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • گرد
    • اشغال
    • باقی مانده
    • تراب
    • جگن
    • خاک و خل
    • خاکه
    • خرده سنگ
    • ذره
    • ریزه
    • سنگ نتراشیده
    • قلوه سنگ
    • گرد وخاک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tomu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tomu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه