ترجمه "torni" به فارسی
برج, رخ, برج متحرک بهترین ترجمه های "torni" به فارسی هستند.
torni
noun
دستور زبان
Šakkinappula, joka on yleensä tornin muotoinen. Kummallakin pelaajalla niitä on kaksi, ja ne liikkuvat laudalla pysty- tai vaakasuorilla linjoilla.
-
برج
nounسازه بلند
Se on paljon muutakin kuin ruosteinen torni.
اين خيلي از يه برج فرسوده ، بيشتره.
-
رخ
nounshakkipelin nappula
Kuningatar torni 5: een.
ملکه رو 5 خونه ببر به سمت رخ.
-
برج متحرک
noun
-
ترجمه های کمتر
- برج کوچک
- زندان
- ساختمان بلند
- سیاه چال
- محبس
- منار مخروطی
- کلاغ زاغی
- کلاغ سیاه
- کلاهبردار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " torni " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "torni"
عباراتی شبیه به "torni" با ترجمه به فارسی
-
تور (یکا)
-
برج کج پیزا
-
برج ایفل
-
تور-ام۱
-
برج کج پیزا
-
برج آزادی
-
برج بابل
-
برج بابل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن