ترجمه "tottunut" به فارسی

آشنا, خوگرفته, معتاد بهترین ترجمه های "tottunut" به فارسی هستند.

tottunut adjective verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشنا

    adjective

    Heidän äidinkielensä, vaatetuksensa, tapansa ja ruokansa eivät ehkä ole sellaisia, mihin olet tottunut.

    ممکن است زبان آنان، لباس، رفتار و غذاهایشان با آنچه شما آشنا هستید، متفاوت باشد.

  • خوگرفته

    adjective
  • معتاد

    adjective

    Hän oli tottunut vanhoihin taloihin.

    اون معتاد خونه هاي قديمي بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tottunut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tottunut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه