ترجمه "tulla" به فارسی

آمدن, شدن, شُدَن بهترین ترجمه های "tulla" به فارسی هستند.

tulla verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آمدن

    verb

    Innokkuudessaan he ovat toisinaan yrittäneet arvioida sitä, milloin se voisi tulla.

    با چنین شوقی، گاهی اوقات آنان سعی کردهاند آمدن آن روز را حدس بزنند.

  • شدن

    verb

    Yritin tulla osaksi jokaista lasta, ja heistä tuli osa minua.

    همه ي بچه هايي که ميخوام بخشي از دنياشون بشم ، بخشي از دنياي من شدن.

  • شُدَن

  • ترجمه های کمتر

    • شَو
    • درآمدن
    • وارد شدن
    • بسته شدن
    • رسیدن
    • مشارکت کردن در
    • موفق شدن
    • ورود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tulla " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tulla" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tulla" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه