ترجمه "tunnus" به فارسی
شناسه, علامت, مدال رسمی بهترین ترجمه های "tunnus" به فارسی هستند.
tunnus
noun
دستور زبان
-
شناسه
-
علامت
nounSe on jengin tunnus. Näen sitä kaikkialla.
, اون, علامت يک از گروه هاي خلاف کاره. من اين اطراف از اون ديدم.
-
مدال رسمی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tunnus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tunnus" با ترجمه به فارسی
-
شناسه منحصر به فرد جهانی
-
نماد واحد پول
-
معین کننده مجموعه خدمات
-
اسم شب · جیرو · شعار حزب · مفتاح · گذرواژه
-
تعیین کننده دومین جهانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن