ترجمه "tunnus" به فارسی

شناسه, علامت, مدال رسمی بهترین ترجمه های "tunnus" به فارسی هستند.

tunnus noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شناسه

  • علامت

    noun

    Se on jengin tunnus. Näen sitä kaikkialla.

    , اون, علامت يک از گروه هاي خلاف کاره. من اين اطراف از اون ديدم.

  • مدال رسمی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tunnus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tunnus" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tunnus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه