ترجمه "tuntea" به فارسی

شناختن, دانستن, احساس کردن بهترین ترجمه های "tuntea" به فارسی هستند.

tuntea verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شناختن

    verb

    Joka ei koskaan tuntenut äitiään ja tuskin tuntee isäänsä.

    کسي که هيچوقت فرصت شناختن مادرش رو نداشته ، و کسي که به سختي پدرش رو ميشناسه

  • دانستن

    verb

    He voivat lohduttautua sillä, että tällaiset tunteet eivät ole uutta.

    دانستن اینکه چنین احساسهایی تازگی ندارد تسلّیبخش است.

  • احساس کردن

    verb

    Empatia – kyky myötäelää, kun toinen tuntee tuskaa – on läheistä sukua säälille.

    همدلی یا به عبارت دیگر درد دیگران را احساس کردن، خصوصیتی است که به دلسوزی بسیار نزدیک است.

  • ترجمه های کمتر

    • حس کردن
    • شِناختَن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tuntea " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tuntea" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tuntea" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه