ترجمه "tuntematon" به فارسی
غریبه, اجنبی, بی نام بهترین ترجمه های "tuntematon" به فارسی هستند.
tuntematon
adjective
verb
دستور زبان
-
غریبه
nounEräs raskaana oleva nainen käytti näitä sanoja sen huomaavaisuuden ja nuhteettomuuden johdosta, jota muuan tuntematon ihminen oli osoittanut.
گفتهٔ فوق را خانمی که پنجماهه باردار بود در مورد صداقت شخصی غریبه بیان کرد.
-
اجنبی
noun -
بی نام
adjective
-
ترجمه های کمتر
- بیگانه
- خوانده نشده
- ستایش نشده
- سروده نشده
- غریب
- مجهول
- ناشناخت
- ناشناس
- نامعین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tuntematon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tuntematon" با ترجمه به فارسی
-
راز · رمز · صنعت · لغز · معما · چیستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن