ترجمه "tuo" به فارسی

آن, آن یکی, اون بهترین ترجمه های "tuo" به فارسی هستند.

tuo pronoun verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آن

    pronoun

    Tuo tapahtui, kun olin lukion ensimmäisellä luokalla, joten siitä on 17 vuotta.

    آن وقت زمانی بود که من سال اول دبیرستان بودم، بنابراین 17 سال از آن زمان می گذرد.

  • آن یکی

    pronoun

    Toinen on Howen miespalvelija ja toinen tuo viulunsoittaja.

    یه نفر بعنوان پیشخدمت هاو اون یکی هم نوازنده ی ویولون

  • اون

    pronoun

    Tuo tapahtui, kun olin lukion ensimmäisellä luokalla, joten siitä on 17 vuotta.

    آن وقت زمانی بود که من سال اول دبیرستان بودم، بنابراین 17 سال از آن زمان می گذرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tuo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tuo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه