ترجمه "tuoksu" به فارسی

بو, عطر, بوی خوش بهترین ترجمه های "tuoksu" به فارسی هستند.

tuoksu noun دستور زبان

Aineen ominaisuus, joka vaikuttaa hajuaistiin. [..]

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بو

    noun

    Mistä sitä tiesi, että murha joskus tuoksuu kuusamalle?

    از کجا بايد مي فهميدم که قتل بعضي وقتا بوي پيچ امين الدوله ميده ؟

  • عطر

    noun

    Olin heikkoluontoinen ja voin yhä haistaa itsessäni hänen tuoksunsa.

    اگر که من يک مرد ضعيف بودم ، هنوز هم عطر او روي من بود

  • بوی خوش

    noun

    Tällainen ”tuoksu” saattaa olla epävanhurskaista ihmisistä inhottava, kun taas Jehovan ja rehellissydämisten mielestä se on suloinen.

    این «بوی خوش» ممکن است برای ظالمان تنفرانگیز باشد، اما برای یَهُوَه خدا و اشخاص صادق رایحهای دلانگیز است.

  • ترجمه های کمتر

    • بوی خوش عطر
    • خاطرات گذشته
    • دسته گل
    • رایحه
    • سراغ
    • طعم
    • عطر و بوی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tuoksu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tuoksu
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بو

    noun

    چیزی که از اجسام متساعد میشود

    Tuoksusi on kuin Babylonian viini.

    بوي خوش تو مانند شرابي از شهر " بابل " هست ..

عباراتی شبیه به "tuoksu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tuoksu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه