ترجمه "tuomari" به فارسی

قاضی, حکم, دادرس بهترین ترجمه های "tuomari" به فارسی هستند.

tuomari noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاضی

    noun

    tuomioistuimen jäsen

    Tuon tuomarin tavoin Jehova osoittaa katuville ihmisille suosiota ja kumoaa heidän kuolemantuomionsa.

    یَهُوَه لطفش را مانند آن قاضی نصیب انسانهای توبهکار کرده است و محکومیت مرگشان را باطل ساخته است.

  • حکم

    noun

    Jos olisin tuomari, määräisin hänet palautettavaksi heti vaimolleen.

    خوب ، اگه من قاضي بودم حکم ميدادم که اون بدون تاخير پيش همسرش برگرده

  • دادرس

    noun

    Spartacuksen takia tuomari suosii taloamme, ja kaikkea sen mukana tulevaa paskaa.

    دليل انتخاب خانه ما توسط دادرس و اومدن بقيه عوضيها اسپارتاکوسه.

  • ترجمه های کمتر

    • دادرسان
    • دادور
    • دادگاه بخش
    • داور
    • داور مسابقات
    • داوري كردن
    • سرداور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tuomari " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tuomari

Tuomari (sarjakuvahahmo)

+ اضافه کردن

"Tuomari" در فرهنگ لغت فنلاندی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tuomari در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "tuomari" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tuomari" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه