ترجمه "tuore" به فارسی

تازه, هزات, اخیر بهترین ترجمه های "tuore" به فارسی هستند.

tuore adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تازه

    adjective

    Tertullianus mainitsi, että jotkut pakanat yrittivät parantaa kaatumataudin nauttimalla tuoretta verta.

    تِرتولیانوس اشاره میکند که برخی از مردم برای معالجهٔ بیماری صرع خون تازه مینوشیدند.

  • هزات

  • اخیر

    adjective

    Eräs tuore tutkimus osoittaa, että keskivertoihminen tuntee syyllisyyttä pari tuntia päivässä.

    یکی از تحقیقات اخیر نشان میدهد که مردم به طور متوسّط روزانه دو ساعت احساس تقصیر میکنند.

  • ترجمه های کمتر

    • جدید
    • نو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tuore " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tuore" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tuore" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه