ترجمه "turva" به فارسی

امنیت, ایمنی, بیمه بهترین ترجمه های "turva" به فارسی هستند.

turva noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • امنیت

    noun

    Valitettavasti näissä tapauksissa turvan tuominen kansalle oli kallista juurikin paikallisille.

    حالا، متاسفانه، در چنین مواردی فراهم کردن امنیت با قیمت بسیار بالایی همراه است برای مردم.

  • ایمنی

    noun

    Herran profeettojensa välityksellä antaman sanan noudattaminen tuo turvaa.

    پیروی از سخنان سرور از طریق پیامبرانش ایمنی می آورد.

  • بیمه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • توجهات
    • توسل
    • تیمارستان
    • حرم مطهر
    • حسن توجه
    • حمایت
    • قیمومیت
    • مخفیگاه
    • مراجعه
    • ملجا
    • نوانخانه
    • پناهگاه
    • گریزگاه
    • یتیم خانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " turva " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "turva" با ترجمه به فارسی

  • تاوان دادن · تضمین کردن · حتمی کردن · شرط بستن · صدمه زدن به · غرامت دادن · لطمه زدن به · مراقبت کردن در · مطمئن ساختن · منوط بودن · وابسته بودن
  • تورب
  • مصون
  • تورب · ذغال سنگ نارس · پوده · چمن · کود گیاهی
  • امن · ایمن
اضافه کردن

ترجمه های "turva" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه