ترجمه "turvapaikka" به فارسی

پناهگاه, پناه, پناهندگی بهترین ترجمه های "turvapaikka" به فارسی هستند.

turvapaikka noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پناهگاه

    noun

    Jos hänellä oli ongelmia, tämä saattoi olla hänelle turvapaikka.

    و اگه در گذشته مشکلي داشته ممکنه اينجا رو بعنوان پناهگاه انتخاب کرده باشه

  • پناه

    noun

    Kaikki suuntaavat kohti vuoristoa, jotta he pääsisivät turvapaikkaan.

    شنيدم همه مي خوان برن سمت كوهستان تا تو يه جايي كه امن باشه پناه بگيرن.

  • پناهندگی

    noun

    Anoin jo sinulle turvapaikkaa.

    همین الان برات درخواست پناهندگی سیاسی رو دادم.

  • ترجمه های کمتر

    • بندر
    • بندرگاه
    • تیمارستان
    • جای دنج
    • حرم مطهر
    • غنودن
    • لانه کبوتر
    • لنگرگاه
    • مخفیگاه
    • ملجا
    • نوانخانه
    • واحه
    • گریزگاه
    • گوشه
    • یتیم خانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " turvapaikka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Turvapaikka
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پناهندگی سیاسی

    noun

    Anoin jo sinulle turvapaikkaa.

    همین الان برات درخواست پناهندگی سیاسی رو دادم.

تصاویر با "turvapaikka"

اضافه کردن

ترجمه های "turvapaikka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه