ترجمه "tutkija" به فارسی
دانشجو, dânešmand, بازجو بهترین ترجمه های "tutkija" به فارسی هستند.
tutkija
noun
دستور زبان
-
دانشجو
noun -
dânešmand
nounعالم|a:lim
-
بازجو
nounEli tutkija saatettiin lahjoa mukavalla pestillä.
پس ، احتمالا از بازجوها با یه شغل بی دردسر تشکر شده
-
ترجمه های کمتر
- بازپرس
- دانش پژوه
- دانشمند
- پژوهشگر
- کاراگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tutkija " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tutkija" با ترجمه به فارسی
-
اخترشناس · منجم
-
کارشناس سیاسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن