ترجمه "tyyny" به فارسی

بالش, متکا, کوسن بهترین ترجمه های "tyyny" به فارسی هستند.

tyyny noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالش

    noun

    Miksi he laittaisivat tyynyn pojan pään alle vain ampuakseen hänet?

    چرا اونا يه بالش زير سر پسره گذاشتن کهبهش شليک کنن ؟

  • متکا

    noun

    Tällä ei ole mitään tekemistä sen tyhmän tyynyn kanssa.

    به متکا ربطي نداره احمق!

  • کوسن

    noun

    Pöyhinkö rouva Brownin tuolin tyynyt?

    مي خوايد کوسن صندلي راحتي خانم براون رو مرتب کنم ؟

  • ترجمه های کمتر

    • زیرسازی
    • مخده
    • چنبره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tyyny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tyyny
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالش

    noun

    Tyyny pysyy turvassa, ja sen sisällöstä tulee osa ensimmäistä burmankielistä Raamattua.

    این بالش حفظ شده و محتویات آن بخشی از نخستین کتاب مقدس برمهای را تشکیل میدهد.

تصاویر با "tyyny"

اضافه کردن

ترجمه های "tyyny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه