ترجمه "uhri" به فارسی

قربانی, دستخوش بهترین ترجمه های "uhri" به فارسی هستند.

uhri noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • قربانی

    noun

    Jeesus saarnaa Jumalan valtakuntaa ja antaa elämänsä uhriksi.

    عیسی در بارهٔ حکومت خدا موعظه کرد و زندگی خود را قربانی نمود.

  • دستخوش

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " uhri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "uhri" با ترجمه به فارسی

  • ابله · احمق · زود باور · ساده لوح · فریب خورده · مرغ نوروزی · کنده · گول
  • ابله · احمق · زود باور · ساده لوح · فریب خورده · مرغ نوروزی · کنده · گول
  • اختصاص دادن · قرباني كردن
اضافه کردن

ترجمه های "uhri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه