ترجمه "ulkoa" به فارسی
از بر, از برم کردن, از حفظ بهترین ترجمه های "ulkoa" به فارسی هستند.
ulkoa
adverb
دستور زبان
-
از بر
adverbOsaan ulkoa pernisiöösin anemian syyt, sekä maksakirroosin neljä vaihetta.
و 4 تا مرحله از کار افتادنِ کبد رو از بر بگم.
-
از برم کردن
-
از حفظ
adverbJotkut niistä, joita kutsumme Kristuksen kuoleman muistojuhlaan, osaavat tämän jakeen ulkoa.
شاید برخی از کسانی که به مراسم یادبود مرگ مسیح دعوت میشوند، این آیه را از حفظ بدانند.
-
یادانیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ulkoa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ulkoa" با ترجمه به فارسی
-
حفظ کنی
-
بخاطر سپردن · حفظ کردن · یاد سپردن
-
از شکل انداختن
-
حفظ کننده
-
بیرونی · بیگانه · خارج از منزل
-
حفظ کنی
-
در اين خصوص · لباس مبدل · نظر
-
birun · برون · بیرون · خارج از منزل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن