ترجمه "ulkomainen" به فارسی
خارجی, بیگانه, بین المللی بهترین ترجمه های "ulkomainen" به فارسی هستند.
ulkomainen
adjective
دستور زبان
-
خارجی
nounHänen ulkomainen vaimonsa Isebel edisti Baalin palvontaa ja tappoi Jehovan profeettoja.
زن خارجی او، ایزابِل، پرستش بَعل را ترویج داده و انبیای یَهُوَه را به قتل رساند.
-
بیگانه
adjectiveKirjassa kerrottiin ennalta, että ulkomainen kuningas nimeltä Kyyros valloittaisi Babylonin ja vapauttaisi juutalaiset, jotta he voisivat palata kotimaahansa.
در این کتاب پیشگویی شده بود که پادشاهی بیگانه به نام کوروش بابل را فتح کرده، به یهودیان آزادی بازگشت به سرزمینشان را عطا میکند.
-
بین المللی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ulkomainen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن