ترجمه "ulkopuolinen" به فارسی
بیگانه, بیرونی, اجنبی بهترین ترجمه های "ulkopuolinen" به فارسی هستند.
ulkopuolinen
adjective
noun
دستور زبان
-
بیگانه
nounOlin heille sekaantuva ulkopuolinen.
منو به عنوان یه بیگانه ی فضول میدیدن
-
بیرونی
adjective -
اجنبی
noun
-
ترجمه های کمتر
- بین المللی
- خارجی
- شخص ثالث
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ulkopuolinen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ulkopuolinen" با ترجمه به فارسی
-
زیست فرازمینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن