ترجمه "uloste" به فارسی

ان, مدفوع, پهن بهترین ترجمه های "uloste" به فارسی هستند.

uloste noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ان

    noun

    1|peräaukosta poistuvaa ruoansulatuksen jätettä ja kuona-aineita

  • مدفوع

    noun

    Kun uloste alkoi jäätyä, hän muotoili sen terän muotoon.

    سپس مدفوع شروع به یخ بستن كرد، و آنرا بصورت تیغ شکل داد.

  • پهن

    noun

    1|peräaukosta poistuvaa ruoansulatuksen jätettä ja kuona-aineita

  • ترجمه های کمتر

    • گه
    • براز
    • گه ان پهن
    • افسردگی
    • دلمردگی
    • سرافکندگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " uloste " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Uloste
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدفوع

    Ulosteesta ei ole löytynyt munia.

    و آزمايش مدفوع هم تخم يا لارو حشره اي رو نشون نميده

عباراتی شبیه به "uloste" با ترجمه به فارسی

  • باطل کردن · بدار زدن · دفع کردن
  • دردهای · مدفوعی
  • افسردگی · براز · دلمردگی · سرافکندگی · مدفوع
اضافه کردن

ترجمه های "uloste" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه