ترجمه "usein" به فارسی

اغلب, بارها بهترین ترجمه های "usein" به فارسی هستند.

usein adjective adverb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغلب

    Sen sisältä hän löysi useita saviruukkuja, joista useimmat olivat tyhjiä.

    در این غار تعدادی کوزهٔ گلی یافت که اغلب خالی بودند.

  • بارها

    adverb

    Siirrä tikkaita tarpeeksi usein, jotta ne olisivat lähellä työkohdettasi.

    برای نزدیک شدن به کارتان هر بار نردبان را جابهجا نمایید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " usein " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "usein" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "usein" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه