ترجمه "uskollinen" به فارسی
با وفا, باایمان, ثابت قدم بهترین ترجمه های "uskollinen" به فارسی هستند.
uskollinen
adjective
دستور زبان
-
با وفا
adjectiveHuolimatta hänen poissa, hän vielä oli uskollinen Medellínissä.
با وجود غیبتش اون هنوز کلی طرفدار با وفا توی مدلین داره
-
باایمان
adjectiveTuo uskollinen nainen uskoo lujasti ja perustellusti, että nuo rukoukset auttoivat.
این زن باایمان بحق و قاطعانه معتقد است که آن دعاها اثر داشتند.
-
ثابت قدم
adjective
-
ترجمه های کمتر
- خیره
- علاقمند
- پابرجای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uskollinen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "uskollinen" با ترجمه به فارسی
-
بنده · خادم · خدمتکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن