ترجمه "uusin" به فارسی

اخیر, تازه گذشته, جدید بهترین ترجمه های "uusin" به فارسی هستند.

uusin adjective verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخیر

    adjective

    Viime vuosina on myös ilmaantunut uusia sairauksia ja vaivoja, ja moniin näistä ei ole mitään yleisesti hyväksyttyä hoitomenetelmää.

    بعلاوه، در سالهای اخیر بیماریها و اختلالات جدیدی ظاهر شدهاند که برای بسیاری از آنها روش درمانی مورد قبول عام وجود ندارد.

  • تازه گذشته

    adjective
  • جدید

    adjective

    Ikäisesi pojat voivat kaivata kokemuksia ja kokeilla uusia asioita eläinten kanssa.

    منظورم اینه که ، پسرا ممکنه آزمایشی رو روی حیوانات امتحان کنن و چیزای جدید بفهمن.

  • ترجمه های کمتر

    • جدیدالتاسیس
    • متاخر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " uusin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "uusin" با ترجمه به فارسی

  • تغییر وضع دادن · دوباره انجام دادن · دوباره ساختن · واگذارکردن
  • پس رفتن
  • کلدانی
اضافه کردن

ترجمه های "uusin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه