ترجمه "väite" به فارسی
ادعا, اسناد, اظهار بهترین ترجمه های "väite" به فارسی هستند.
väite
noun
دستور زبان
-
ادعا
nounJoidenkuiden väite, että he palvelevat Jumalaa, osoittautuisi vääräksi.
حتی برخی به دروغ ادعا میکنند خادم خدا هستند.
-
اسناد
noun -
اظهار
nounPerustellessaan perheiden hajottamista koskevaa väitettä syyttäjä sanoi, etteivät Jehovan todistajat vietä joulua ja muita juhlapyhiä.
دادستان برای آن که اثبات کند سازمان ما خانوادهها را از هم میپاشانَد، اظهار داشت که شاهدان یَهُوَه عیدهایی همچون کریسمس را جشن نمیگیرند.
-
ترجمه های کمتر
- تردید رای
- تز
- معترض
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " väite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "väite" با ترجمه به فارسی
-
استثنا قائل شدن
-
تعمد کردن · عمدا انجام دادن · مناظره کردن · کنکاش کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن