ترجمه "vaan" به فارسی

اما, با این حال, مگر بهترین ترجمه های "vaan" به فارسی هستند.

vaan conjunction
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اما

    conjunction

    Jumala ei osoita rakkautta ainoastaan koko ihmiskuntaa kohtaan vaan myös uskollisia ihmisiä kohtaan yksilöinä.

    یَهُوَه خدا به عموم بشر محبت دارد اما به تکتک خادمانش محبتی خاص دارد.

  • با این حال

    Nehemia ei antanut pelotella itseään vaan jatkoi tyynesti Jumalan antamaa työtä.

    با این حال، نَحَمِیا وحشت نکرد و با آرامش تمام به کاری که خدا مسئولیت آن را به او داده بود پرداخت.

  • مگر

    conjunction adposition

    En ole velvoittanut itseäni sinulle enkä heille vaan vain omatunnolleni.

    تحت فشارهاي اونموقع من بشما يا اونا سرسپرده نيستم مگه به وجدانم

  • ولی

    conjunction noun

    Yritä vaan, et saa häntä suostumaan.

    سعی خودت رو بکن ولی به هیچ وجه نمی تونی کاری کنی قبول کنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vaan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vaan" با ترجمه به فارسی

  • لم دادن · پرسه زدن · کمین کردن
اضافه کردن

ترجمه های "vaan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه