ترجمه "vaihe" به فارسی

مرحله, فاز, عصر (زمینشناسی) بهترین ترجمه های "vaihe" به فارسی هستند.

vaihe noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرحله

    noun

    Sen voidaan nähdä toimivan ihmisen historian varhaisimmissa vaiheissa.

    ما می تونیم عملکرد اون رو در مرحله های ابتدایی تاریخ بشر ببینیم.

  • فاز

    noun

    Kävin läpi " kuolema roomalaisille " - vaiheeni, kuten sinäkin.

    من رفتم تو این فاز که همه ی رومی ها باید بمیرن ، مثل تو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vaihe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vaihe
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • عصر (زمینشناسی)

عباراتی شبیه به "vaihe" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vaihe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه