ترجمه "vaikea" به فارسی

دشوار, سخت, صعب بهترین ترجمه های "vaikea" به فارسی هستند.

vaikea adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دشوار

    adjective

    Koska kohtalouskolla on monenlaisia muotoja, siitä on vaikea esittää yleispätevää määritelmää.

    اعتقاد به تقدیر دارای اَشکال مختلفی است و پیدا کردن تعریفی جامع برای آن دشوار میباشد.

  • سخت

    adjective

    Kun ristiriitaiset tunteet myllertävät mielessä, voi olla vaikea tulla kokouksiin.

    وقتی احساسات منفی بر شخص غلبه میکند، حضور در جماعت برای وی سخت میشود.

  • صعب

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مشکل
    • بداخلاق
    • تند
    • تیز
    • خطرناک
    • سخت گیر
    • سخن تند
    • غیر قابل توصیف
    • ناجور
    • کینه جو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vaikea " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vaikea" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vaikea" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه